پسر گلم
سلام شاهزاده من
امیدوارم حالت عالی باشه پسرکم وای آرتین باورت میشه فقط فقط 7 هفته یعنی کمتر از دو ماه مونده عزیزم به دیدار مااااا خدای بزرگم ازت ممنونم که تا الان مواظب من و آرتینم بودی
آرتینم جونم امروز رفتم دکتر خیلی نگران بودم چون خانوم دکترمیخاست دوباره وزنم کنه وقرار بود اگر بیش از حد چاق شده باشم دعوام کنه ولی خداروشکررررررر
بخت باهامون یار بود وقتی من رفتم رو وزنه خیلی هم تشکر کرد وگفت خیلی خوب رعایت کردی البته اینم بگم هاااااااا من به خوردنم ادامه میدم چون اصلا دلم نمیخاد شما گرسنه بمونی ودل کوشولوت ضعف بره مامانی
آرتینم میدونی چیه پسرم مدتیه وقتی نی نی میبینم همش چهره شما میاد تو ذهنم همش میگم خدای بزرگ پسرمن چه شکلی میخاد بشه البته هرجوری که باشی تو نفس منی وبه نظرم زیباترین پسری هستی که قراره به دنیا بیاد
میدونی پسرم دوست دارم یکمی شبیه بابایی بشی یک کوشولوبیشترم شبیه من هههههههه
اره میدونم خودخواهی ولی باورکن آرتینم دوست دارم هرجا میرم بگن وای این پسرتون چقدر شبیه مامان و باباشه ..........
خوب شاهزاده من یک خبر بهترم دارم , امروز با خانوم دکتر که حرف زدم ایشون گفتن من میتونم زایمان طبیعی انجام بدم
البته فکرکنم خدا به دل بابات نیگاه کرده چون اون باطبیعی بسیار موافق وصدالبته این از وجود پاک تو که همه کارا خود به خود درست میشه .
آرتینم امید خدا دیروز وسیله هاتو با مادر جون و مامان جون و بابا حاجی و خاله سمانه و دایی علیرضا و ضمنا خاله جون مامانآوردیم....هورااااااااااااااا
میخوایم امشب اتاقتو بچینیم
البته بگم مامان جون ترتیب یک مهمونی رو توی شیراز داد ... همه چیز عالی پیش رفت وخیلی بهمون خوش گذشت
راستی فردا میرم سونو که دوباره ببینمت....
1391/03/01



پسر گلم
